ادامه مطلب...
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 9:16 توسط همايون شريفي
|

تولد
گیل آوا
ای کودک کرانه و جنگل
ای دختر ترانه و ابریشم و بلوط
ازکوره راه دامنه و ده
با ما بگو که بوی چه عطری
یا بال رنگ رنگ چه مرغی تو را کشاند
تا پایتخت مرگ ؟
چشم که خفته بود که چشمانت
راه از ستاره جست
دست که بسته بود که دستانت
از میخ های کلبه ربود آن تفنگ پر ؟
گیل آوا
ای روشنای چشم همه خانوار رنج
بی شمع و شب چراغ
در پیش چون گرفتی این راه پر هراس
و آن گاه با کدام نشانی
بر خلق در زدی که جوابت نداد خلق ؟
وقتی گلوله تو به بن بست کوچه ها
بر حثه جنایت
دندان ببر بود که در گوشن می چرید
وقتی فشنگ آنان
در قامتت بهاری در خاک می کشید
بی راه و بی گناه
سر در گم هزار غم خرد عابران
آنان که بایدت به کمک می شتافتند
آرامی سوی خانه و کاشانه می شدند
ای وای از آن جدایی و این جرئت
فریاد از این جنون شجاعت
گیل آوا
ای خوشه شکسته سرخ انگور
آه ای درخت خون
گیل آوا
اینک بگو به ما
تا با کدام اشک رشادت را
ما شستشو کنیم ؟
چونان تو را کجا
ما جستجو کنیم ؟
ای بر توام نماز
ای بر تو ام نیاز هزاران هزارها
تکرار شو
بسیار شو
ای مرگ تو تولد زن در دیار من
یکتای من خجسته گیل آوا
سیاوش کسرائی
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:6 توسط همايون شريفي
|

به پرنده های جنگل گیلان
پیغام دادم
که در نماز سحرگاهی
و در ملال تنبلی آبسالی جاوید
گنجشک های تشنه دشتستان را
در یاد داشته باشند
باور کنید ! دنیا اسب رهوار خسته ای نیست
که بی سوار سوی آخورش روانه کنند
دنیا پرنده ای نیست
از قله های برهنه وحشی جنوب
که جفت مهربانش را
از آشیانش
از روی گنج پر تپش بیضه ها
بر سفره شغالان بگذارند
در گرگ و میش مبهم پاییز
از آبهای پر گره صبحدم بپرس
که صخرههای دره دیزاشکن
یاد آوران لال چه خشم و خروش ها عبوسی از کلانمدیهایی بودند
که نان ارزان را
هرگز برای خویش نمی خواستند
دهقان دشت های تشنه
دهقان تشنگی ها
دهقان خشکسالی های جاویدان
و آبسالی های ده سالی یکبار
در نیمروز دیروز
بیل بلند تو
خورشید را به قافیه پیروزی
در شعر من نشاند
و دست پینه بسته تو امروز
با بافه های فربه گندم
منظومه بلند برکت خواند
منوچهر آتشی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 11:2 توسط همايون شريفي
|

شب قدر است ......
شب قـــدر است و من قدري ندارم چه سازم توشه قبري ندارم
شب قـــدر است و من کاري نکردم امام خويش را ياري نکردم
خدايـــــــــــــا! طاقت دوزخ ندارم که من امنيت از برزخ ندارم
تو لطفت را به من ابــــراز کردي در غفران به رويم باز کردي
التماس دعا
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:59 توسط همايون شريفي
|

بناها و جاذبه های دیدنی لاهیجان

خلاصه ای در باره لاهیجان
بناي شهر لاهيجان به "لاهيج ابن سام ابن نوح " نسبت داده مي شود. اين شهر، در گذشته "دارالاماره" يا "دارالامان" و سپس "لاهيجان المبارك" خوانده مي شد. لاهيجان در سال 705 ه . ق به دست اولجايتو فتح شد و امير تيمور به آن لشكر كشيد. پس از تيمور، سيد امير بيك و اعقاب وي – از سادات كياني – بر شهر لاهيجان حكومت كردند. پس از سقوط حكمرانان كياني، حاكمان صفوي در اين شهر حكومت كردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاريخ لاهيجان، طاعون در سال 703 هـ . ق، آتش سوزي سال 850 هـ . ق، لاهيجان و اشغال آن توسط روس ها در سال 1725 ميلادي است. در سال 1230 هـ . ق لاهيجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار ديگر طاعون در آ ن كشتار كرد. لاهيجان يكي از مراكز اصلي جنبش جنگلي ها بود. در حال حاضر لاهيجان يكي از شهرهاي زيباي استان با امكانات فراوان جهانگردي است.
آرامگاه امامزاده مير شمس الدين
اين آرامگاه در محله اردو بازار لاهيجان قرار دارد و يكي از بناهاي پر نقش و نگار استان محسوب مي شود. بالاي تاق نماهاي هشت گانه بنا، ميان دو حاشيه گچ بري شده، قصيده اي 15 بيتي با خط نستعليق خوش گچ بري شده است كه در آن نامي از مير شمس الدين و يادي از عباس نامي شده كه دومي در دوران ناصرالدين شاه، اين آرامگاه را بنا كرده است. سقف بنا آيينه كاري شده است؛ در سمت شرق آرامگاه، ايوان بزرگي قرار دارد. بر روي مزار، صندوق قديمي نصب شده است كه دو تاريخ 1018 و 1017 ه . ق را دارد.
آرامگاه شیخ زاهد گیلانی
اين بناي تاريخي در بيرون شهر لاهيجان و در روستاي شيخانه ور، بر سر راه لاهيجان به لنگرود واقع شده است و به تاج الدين ابراهيم، ملقب به شيخ زاهد گيلاني تعلق دارد. تنها كتيبه موجود اين بنا، به خطي نه چندان خوش روي صندوق چوبي قديمي مزار شيخ است كه تاريخ 832 هـ . ق دارد. سبك معماري اين اثر ويژگي هاي قرن هشتم يا نهم را نشان مي دهد.
آرامگاه كاشف السلطنه
حاجي محمد ميرزا معروف به كاشف السلطنه نخستين كسي است كه كشت چاي را در گيلان مرسوم كرد و امروزه از بركت ابتكار و تلاش اوست كه هزاران چايكار گيلاني با كشت اين محصول با ارزش، زندگي خود را تأمين مي كنند. وي در راه بوشهر در يك حادثه رانندگي كشته شد. آرامگاه وي در شهر لاهيجان برفراز تپه اي مشرف به باغ هاي چاي كه كوه بيجار ناميده مي شود، ساخته شده است.
آرامگاه مير شمس الدين لاهيجي
اين بنا در داخل شهر لاهيجان واقع شده و آرامگاه مير شمس الدين از معارف زمان شاه اسماعيل اول صفوي است. بنا يادگاري از دوره صفوي است كه در كتيبه هاي آن اشاره اي به تاريخ بنا نشده است، ولي سنگ قبر آرامگاه تاريخ 1017 ه . ق را دارد.
بقعه چهار پادشاهان
اين بقعه در محله ميدان لاهيجان قرار دارد و ابتدا آرامگاه سيد خرم كيا (مقتول در سال 647 ه . ق) بوده است، اما بعدها ديگر سادات زيدي كيايي را نيز كه در سال 791 ه . ق در جنگ رشت كشته شده اند، در كنار گور وي به خاك سپرده اند. قديمي ترين صندوقچه اي كه در اين بقعه وجود دارد در سال 791 ه . ق و جديدترين آنها در سال 1015 ه . ق ساخته شده است. نماي ديوار شمالي با صحنه هاي مذهبي نقاشي شده اند.
پل خشتي تجن گوكه لاهيجان
اين پل آجري دوره قاجار دو چشمه با تاق هاي جناغي دارد. در دو پايه كناري پل دو اتاق كوچك و در پايه مياني آن نيز اتاق كوچك ديگري براي استراحت و اطراق كاروانيان ساخته شده است. طول پل 60 متر و عرض آن 25/ 4 متر و ارتفاع آن از وسط تيزي تا سطح رودخانه 30/6 متر است.
پل خشتي لاهيجان
در انتهاي محله "پردسر" بر رودخانه "سيم رود" پل آجري استواري با پنج چشمه جلب نظر مي كند. چشمه مياني پل از چشمه هاي ديگر بزرگتر است. طول پل 15 متر و سطح آن سنگفرش است.
خانه قديمي محمد صادقي
از بناهاي مسكوني دوره قاجاري است كه در بافت قديمي شهر لاهيجان قرار دارد. اتاق هاي آن داراي تزئينات نقاشي و گچ بري مي باشد، تزئينات اين بنا بسيار ظريف و استادانه اجرا شده و مشخصه معماري مسكوني دوره قاجار در گيلان است.
http://www.farhangsara.com/fnorth_of_iran.htm
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 14:21 توسط همايون شريفي
|

سفره گیلانی
|
سفره گيلاني را شايد بتوان رنگينترين سفره ايراني ناميد. در گيلان وضعيت كشاورزي و دامپروري روبه راه است. از اين رو موادخام و اوليه براي طبخ انواع غذاها در دسترس آشپزهاي اين خطه قرار دارد. كمي ذوق و ذائقه توانسته سفرههاي گيلاني را بسيار جالب توجه كند. پس از طبيعت متنوع گيلان كه كوه و جنگل و دريا را ميتوان به تماشا ايستاد، تعدد گونههاي غذايي نيز جاذبهاي در حد خود بيبديل است.
گيلانيها تبحر خاصي در پخت غذاهاي محلي به شكل رسمي و بدون گوشت قرمز دارند. در دنياي امروز كه پزشكان كم مصرف كردن گوشت قرمز را به بسياري از بيماران توصيه ميكنند، ميتوان سراغ گيلان را گرفت و غذاهاي رسمي بدون گوشت را چشيد.
كهنترين غذاي اختراع دست بشر، نزديك به چهار هزار سال پيش در گيلان به ثبت و طبخ و ميل رسيده است. ميرزا قاسمي از تركيب چند ماده ساده مانند بادمجان، سير و تخممرغ تشكيل شده و هنوز هم گردشگران گيلاني طعم آن را زير دندان دارند. در خطه سرسبز گيلان از سواحل غربي خزر تا نيمههاي دريا را تحت نفوذ نام خود قرار ميدهد. 55 خورش محلي موجود است. خورشهايي كه هر كدام ميتواند به عنوان غذاي رسمي در مجالس سرو شود. بادمجان مسما، غوره مسما، مالاوابيج، كال كباب، دخترلوس، طاس كباب، گزر آويج، كولي غورابيج، كوئي، ميرزا قاسمي، گل در چمن، ته بوريان، شيرين تره، گوشت تورش، تورشه تره، شيش انداز، آلو مسما، ماهي فسنجان، جعفري قورمه و بسياري ديگر خورشهاي گيلاني محسوب ميشود. اين غذاها را معمولا در اكثر روستاها ميتوان يافت. البته شهرنشينان گيلاني از اين قبيل خورشها در مراسم و مجالس به عنوان خورش حاشيهاي در سفره ايراني خود استفاده مي كنند.گيلان پر از شاليزار است. بسياري از روستاييان اين استان، نسل به نسل شاليكار و شاليدار بودهاند. انواع برنجها در گيلان يافت ميشود. مرغوبترين برنج از گيلان صادر ميشود. گيلانيها روشهاي مختلفي در پختن پلو ابداع كردهاند. كته ساده، شويد پلا، شير پلا، اشبل پلا و باقلا پلا از دسته پلوهاي گيلاني به حساب ميآيد.
آشها، دلمهها و كوفتههاي گيلان نيز به خاطر وجود انواع سبزي از تنوع بالايي برخوردار است.
دكتر «سنجابي امامي» درباره آشهاي ايراني ميگويد: «در ايران بيش از 400 نوع آش و سوپ با زيرگونه وجود دارد و اين در دنيا بينظير است.»
آش قليه، خمير آشه، خالوآبه، دوشواره، بورش، تورشه آش و در ماه رمضان آش كشك پيش غذاي خوشمزه و متفاوت سفره گيلاني است. مردم گيلان در تركيب مواد غذايي نيز تبحري خاص دارند. از اين رو علاوه بر كوكوهاي معمول و رايج كه در هر خطهاي از ايران طبخ ميشود. آنها باقلا كوكو، ورقه، اشبل كوكو و شامي رشتي را نيز به اين مجموعه افزودهاند.
ماهي قوت بسياري از مردمان گيلان را تامين ميكند. صيادان روستاهاي ساحلي غذايشان را از دريا صيد ميكنند و با تنوع ماهيها، غذاهاي متعددي طبخ ميكنند. ماهي فبيج ساده (ماهي كركه) ماهي نارنجي، ماهي شكم پر با پوست در فر، دبيجا (خوراك روده ماهي)، ماهي مالتا، خوراك كولي و كلمه سرخ كرده، كتلت ماهي اوزون برون، ماهي افلاطوني و ماهي شكم اسباب تنها چند گزينه از دستاوردهاي گيلانيها در آشپزي است.
مردم با اشتها و خوش ذائقه گيلان، علاوه بر انواع غذاهاي منحصر به فرد و ويژه خودشان با شيرينيهاي محلي و حلواهاي خانگي از ميهمانان پذيرايي ميكنند. حدود 25 شيريني و حلوا در گيلان طبخ ميشود. متاسفانه بسياري از رستورانهاي بين راهي اطلاعي از غذاها و شيرينيهاي محلي ندارند و در فهرست غذايشان اين اسامي چندان به چشم نميآيد. ولي برخي رستورانها در شهرستانها، و البته پذيرايي روستاييان خوشروي گيلاني اين غذاها را پيش روي شما ميگذارند.
عسلي حلوا، خرش حلوا، پلادانه حلوا، سنگاسين حلوا، گل قند، شيربرنج، دوشاب بج، باقلواي دو رنگ، رشته خوشكار، شيريني سام پوسته، قيقناق و گل پالوده از جمله اين شيريني است.
گيلانيها از هر يك از اين غذاها و شيرينيها در مراسمي خاص استفاده ميكنند. براي مثال رشته خوشكار پرطرفدارترين شيريني ماه رمضان در گيلان است. براي اعياد ملي مانند نوروز، خاتون پنجره در ظرف شيريني جا باز ميكند.
هر جا ميوه بيشتري باشد، محصولات جانبي نيز افزايش پيدا ميكند. در گيلان مرباها و شربتهاي فرواني تهيه ميشود. بيش از 26 گونه ويژه خطه گيلان.
شربت زغال اخته، شربت ولش، برفه دوشاب، مرباي خلال پوست پرتقال يا نارنگي، مرباي بالنگ، خمس انجير، خمس اخته، اربا دوشاب، مرباي تمشك، مرباي شقاقل، بادرنگ و بهارنارنج را در اين دسرها به حساب ميآورند.
نميشود سر سفره گيلانيها حاضر شويد و چشمتان به زيتون پرورده و ترشي نيفتد. در صنعت ربگيري هم پيشگام بودهاند و چند گونه رب در غذاها استفاده ميكنند. رب آب غوره، رب آلوچه، رب نارنج، رب پامادور(گوجه فرنگي) و رب انار در گيلان زياد استفاده ميشود و شايد در شهرهاي ديگر ايران اين غذاها هنوز جلوي چشم ميهمان و ميزبان قرار نگرفته باشد. ترشي فلفل، دلار (درار)، سيرتورشي، بادنجان ترشي، ترشي هفتابيجار، پارالماسي ترشي و آب كونوس(ازگيل) در زمره تورشيهاي گيلاني به حساب ميآيند
|
http://www.chn.ir/news/?section=1&id=6404
+
نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:57 توسط همايون شريفي
|

برای دخترم یلدا
هوشنگ ابتهاج در سال 1306 در شهر رشت زاده شد
دوره آموزش دبستانی را در همین شهر و آموزش دبیرستانی را در تهران پایان رساند
وی مدتی را به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت از سال 1350 تا 1356 نیز برنامه گلهای تازه و گلچین هفته رادیو ایران را سرپرستی می کرد
او در دوران دبیرستان اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه ها منتشر کرد
وی با سرودن شعر های عاشقانه آغاز کرد اما با کتاب شبگیر خود که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از 1332 است به شعر اجتماعی روی آورد.
سرگذشت
بازباران است و شب چون جنگلی انبوه
از زمین آهسته می روید
با نواهایی به هم پیچیده زیر ریزش باران
با خود او را زیر لب نجواست
سرگذشتی تلخ می گوید
کوچه تاریک است
بانگ پایی می شود نزدیک
شاخه ای بر پنجره انگشت می ساید
اشک باران می چکد بر شیشه تاریک
من نشسته پیش آتش در اجاقم هیمه می سوزد
دخترم یلدا
خفته در گهواره می جنباندش مادر
شب گران بار است و باران همچنان یکریز می بارد
سایه باریک اندام زنی افتاده بر دیوار
بچه اش را می فشارد در بغل نومید
در دلش انگار چیزی را
می کنند از ریشه خون آلود
لحظه ای می ایستد خم می شود آهسته با تردید
رعد می غرد
سیل می بارد
آخرین اندیشه مادر
چه خواهی شد ؟
آسمان گویی ز چشم او فرو می بارد این باران
باز باران است و شب چون جنگلی انبوه
بر زمین گسترده هر سو شاخ و برگش را
با صداهایی به هم پیچیده دارد زیر لب نجوا
من نشسته تنگ دل پیش اجاق سرد
دخترم یلدا
خفته در گهواره اش آرام
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 15:56 توسط همايون شريفي
|

جد من
جد من در گیلان
خانه ای داشت زگل
داشت او چشمه آب
داشت او بانگ خروس
به به سیری می خورد
ناشتا انجیری
صبحگاهی سرد در آذرماه
گاو او می زایید
تن او سالم بود
بازوانش ستبر
پای بر روی زمین
آسمان می پایید
می شناخت باد و ابر
برف و باران و تگرگ
جلوه حق می دید
گاه هم بی شیله
راز می گفت با خالق خود
خانه ای داشت زگل
کودکانی سالم
همسری کدبانو
نربود نان ز کف همنوعش
حق مردم نداشت بر گردن
خلقتی بود نجیب
اهل ایامی دور
حیف رفت
حیف مرد
(( شاهین رضائی ))
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 11:50 توسط همايون شريفي
|

+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 18:35 توسط همايون شريفي
|
